الشيخ محمد جواد الخراساني

36

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

يك جا برابر رُخ زينب سَرِ حُسين * يك جا دمى ز نالهء طفلان جدا نبود زين العباد در غل و زنجير تا بشام * يا رب مگر نوادهء خير الورى نبود زين غم اگر جواد كند گريه تا بحشر * كو آنكه گويد اينهمه افغان روا نبود عرض اخلاص ارادت و اختصاص بندگى بساحت انحضرت مرا كه غير تو ايشاه شاه ديگر نيست * كه در شهان جهان با تو كس برابر نيست امير من تو و مولاى من تو شاهم تو * بجز تو بر سر من كس امير و سرور نيست اگر كه شاه توئى پس شهان گدايانند * وگر امير توئى هيچ امير ديگر نيست حريم و درگه عَز تو ملتجاى همه * شه و وزير در اينجا ز بنده بهتر نيست كدام امير نه دستى بر التجا دارد * كدام شه بگدائى ستاده بر در نيست خوشا كسى كه نگيرد بجز تو شاه دگر * چنين ولى و اميرى بهفت كشور نيست امير من توئى ايجان من بقربانت * مرا نظر بيزيد و بشاه ديگر نيست دل از حُسين چه گيرم كه در همه عالم * كسى بمرتبهء او عديل و همسر نيست پس از حُسين چه حاجت بشاه ديگر هست * كه هيچ شه به از اين شاه بنده‌پرور نيست شهم بس است و اميرم بس است و مولا بس * هر آنكه اين نه بسش بود پاك گوهر نيست نه بلكه بندهء او را چه حاجت است بشاه * غلام و بندهء آنشه ز شاه كمتر نيست جواد غير حُسين بهر خويش شاه مگير * كه دُرُكون جُز او پادشاه ديگر نيست نوحه‌سرائيها و دمهاى سينه‌زنى اى شهيد كربلاى زادهء زهرا حسين * اى قتيل اشقياء اى زاده زهرا حسين كشتهء تيغ جفا سر بُريده از قفا كشتهء راه خدا از نور چشم مصطفى * اى سَر از پيكر جدا اى زاده زهرا حُسين بى تو عالم تار و جز نور تو ما را نور نيست * اى تو مصباح الهُدا اى زادهء زهرا حُسين غرق درياى گناهيم و تو كشتى نجات * دستگير بينوا اى زادهء زهرا حُسين